معرفی وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم سلام یک سری اطلاعات که مضمر ثمر برای تمامی افراد میباشد تقدیم میکنیم.
دسته
دوستان
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 52353
تعداد نوشته ها : 282
تعداد نظرات : 12
 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ
Rss
طراح قالب

جوان آشفته حال

جواني افتاد كه حالش غير عادي به نظر مي‏رسيد . سرش آزاد روي تنش‏  نمي‏ايستاد و دائما به اين طرف و آن طرف حركت مي‏كرد نگاهي به چهره جوان‏  كرد ، ديد رنگش زرد شده ، چشمهايش در كاسه سر فرو رفته ، اندامش‏  باريك و لاغر شده است .

 از او پرسيد :
- "
در چه حالي ؟ "
- "
در حال يقينم يا رسول‏الله " .
- "
هر يقيني آثاري دارد كه حقيقت آن را نشان مي‏دهد ، علامت و اثر  يقين تو چيست ؟ "

- " يقين من همان است كه مرا قرين درد قرار داده ، در شبها خواب را  از چشم من گرفته است و روزها را من با تشنگي به پايان مي‏رسانم. ديگر از تمام دنيا و ما فيها روگردانده و به آن سوي ديگر رو كرده‏ام . مثل اين‏  است كه عرش پروردگار را در موقف حساب ، و همچنين حشر جميع خلائق را  مي‏بينم .

مثل اين است كه بهشتيان را در نعيم و دوزخيان را در عذاب اليم‏  مشاهده مي‏كنم . مثل اين است كه صداي لهيب آتش جهنم همين الان در گوشم‏  طنين انداخته است " .
رسول اكرم (ص)  رو به مردم كرد و فرمود :
"
اين بنده‏اي است كه خداوند قلب او را به نور ايمان روشن كرده است‏ " .

بعد رو به آن جوان كرد و فرمود : " اين حالت نيكو را براي خود نگهدار
" .
جوان عرض كرد :

 " يا رسول‏الله ، دعا كن خداوند جهاد و شهادت در راه حق را نصيبم فرمايد " .
رسول اكرم دعا كرد .

طولي نكشيد كه جهادي پيش آمد ، و آن جوان در آن‏
جهاد شركت كرد . دهمين نفري كه در آن جنگ شهيد شد ، همان جوان بود .

 


دسته ها : داستان ها
X