معرفی وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم سلام یک سری اطلاعات که مضمر ثمر برای تمامی افراد میباشد تقدیم میکنیم.
دسته
دوستان
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 59145
تعداد نوشته ها : 282
تعداد نظرات : 12
 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ
Rss
طراح قالب

 فاصله مردن تا قيامت

قبل از آنكه ما راجع به قيامت كبري صحبت كنيم ، يك مسأله را بايد  رسيدگي كنيم و آن اين است : در فاصله مردن تا آن قيامت ، از مردني كه‏  امروز ما مي‏ميريم يا اشخاصي در گذشته مرده‏اند تا قيامت كه معلوم نيست‏  چقدر طول خواهد كشيد و شايد ميلياردها سال طول بكشد ، شايد هم مثلا هزار  سال ديگر تمام بشود كه ما عرض كرديم مجهول است و نمي‏دانيم كي هست در  اين فاصله وضع چيست ؟

از قرآن چه استفاده مي‏شود ؟

آيا در اين فاصله آن‏  كسي كه مرده ، ديگر واقعا مرده ، همين طوري كه ما به حسب زندگي حسي‏  دنيايي مي‏گوييم ؟

 يعني مثل اين است كه در يك خواب خيلي عميقي فرو رفته‏  و عميق‏تر از آن در يك سكوت مطلق و در يك بي‏خبري مطلق فرو مي‏رود و هست‏  تا در قيامت محشور شود يا نه ، در فاصله اين مردن تا قيامت هم يك وضعي‏  دارد كه آن وضع هم باز نوعي زندگي است ؟ قرآن چه مي‏كند ؟

آيا در اينجا  سكوت كرده است يا نظري دارد و اگر نظري دارد نظرش چيست ؟
مسلم وضع فاصله مردن تا قيامت را اگر ما بدانيم ، خودش اولا جزء عوالم‏  بعد از مرگ است و ثانيا تا اندازه زيادي مي‏تواند قرينه باشد براي وضع‏  خود قيامت كه بعد ببينيم قيامت چيست . طبعا اين مسأله پيش مي‏آيد كه‏  از نظر قرآن تفسير مردن چيست ؟

 اگر ما باشيم و همين اطلاعات ظاهر و  محسوسي كه درباره انسانها داريم يا اطلاعاتي كه يك پزشك درباره انسان‏  دارند ، [ مردن مساوي است با فساد و تباهي ] ، انسان مي‏ميرد ، يعني يك‏
دستگاهي كه كار مي‏كند ، دستگاه سالمي است و گاهي معيوب مي‏شود ، اصلاحش‏  مي‏كنند به كار خودش ادامه مي‏دهد ، يك وقت اين دستگاه آنچنان خراب مي‏شود كه ديگر درست شدني نيست ، ماشيني است كه يكدفعه‏  خراب مي‏شو د كه ديگر بكلي متلاشي مي‏شود ، يا مثل يك مركب طبيعي يا  مركب مصنوعي است كه در يك لابراتوار يا در طبيعت تجزيه شود ، وقتي كه‏  تجزيه شد ، آن هويت و شخصيت خودش را از دست داده ، ديگر الان آن [  مركب ] با آن شخصيتي كه بود نيست يا به تعبير حكما فساد به مفهوم مصطلح‏  رخ داد و اين مركب فاسد شد . آيا ماهيت مرگ از نظر قرآن فساد و تباهي‏  است ، همچنانكه مسلم از نظر جسد فساد و تباهي است ، يا نه ، قرآن مردن‏  را چيز ديگري تفسير مي‏كند ؟
مجموعا آنچه كه ما از آيات قرآن مي‏فهميم اين است كه مردن در منطق‏  قرآن تباهي نيست ، صرف خراب شدن نيست ، انهدام نيست ، بلكه مردن‏  انتقال است و آن كه مي‏ميرد ، در همان آني كه مي‏ميرد ، در لحظه‏اي كه‏  مي‏ميرد ، از اينجا منتقل مي‏شود به جاي ديگر و در جاي ديگر زنده است ،  هست و هست و هست تا روز قيامت كه مسأله قبور و حشر جسماني پيدا شود و  بدنها از خاكها بيرون بيايند . قرآن البته كلمه عود ارواح بر اجساد را  ندارد ، ولي در عين حال مي‏گويد كه مردم از قبرها زنده مي‏شوند . در عين‏  حال قرآن خود مردن را مي‏گويد كه انتقال است ، جدايي است . البته اين‏  چيزي كه مي‏گويم استنباط من است ، حالا من آيات را مي‏خوانم ، ممكن است‏
استنباط شما طور ديگري باشد و خوشوقت مي‏شوم نظر خودتان را بگوييد .
آيات زيادي در اين زمينه هست . بعضي از آيات آياتي است كه به طور  عموم درباره مردن صحبت كرده ، بعضي به طور خصوص مثلا درباره سعدا خصوصا  شهدا صحبت كرده و بعضي به طور خصوص درباره اشقيا صحبت كرده و بعضي‏  درباره همه ولي به نحو تقسيم بندي صحبت كرده است .  


دسته ها : اخلاقي
X