معرفی وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم سلام یک سری اطلاعات که مضمر ثمر برای تمامی افراد میباشد تقدیم میکنیم.
دسته
دوستان
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 60145
تعداد نوشته ها : 282
تعداد نظرات : 12
 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ
Rss
طراح قالب

  كدام علم ؟

در مسأله تعليم و تعلم ، عمده اينست كه ما ببينيم حدود اين مطلب‏

چيست ؟ من در يك سخنراني كه در " گفتار ماه "   چاپ شده به نام‏

" فريضه علم " بحثي را طرح كردم كه بعضي علمها واجب عيني است ، يعني‏

خود آن علم به عنوان يك اعتقاد بر هر مسلماني لازم و واجب است ، مثل‏

معرفةالله ، علم بالله و ملائكته و كتبه و رسله و اليوم الاخر ، آن مقدار

كه مقدمه ايمان يا از شرايط ايمان است ، چون ايمان در اسلام گرايش عن علم است نه گرايش عن تقليد . اين علم واجب عيني‏

است . اين را همه علما ذكر كرده‏اند . پس " « طلب العلم فريضة » "

قدر مسلم شامل آن علمهايي كه از شرايط ايمان است هست . از اين كه‏

بگذريم ، بايد ببينيم كه [ اين علم ] چيست ؟

يك بحث تقريبا لغو و بيهوده‏اي ميان اصناف علماي اسلامي در گرفته راجع‏

به اينكه اين علمي كه فريضه است چه علمي است ؟ فقها گفتند كه مقصود علم‏

فقه است براي اينكه مقدمه عمل است . علماي اخلاق گفتند خير ، علم اخلاق‏

خيلي از آن لازمتر و واجبتر است . علماي كلام گفتند علم كلام است . علماي‏

تفسير گفتند علم تفسير و كتاب الله است . ولي اين ديگر بحث ندارد ،

زيرا علم يا خودش هدف است و يا مقدمه است براي هدفي . هر جا كه خودش‏

هدف است ، واجب است ، مثل همين اصول عقايد . هر جا هم كه خودش هدف‏

نيست . اگر هدفي از هدفهاي اسلامي متوقف به آن باشد ، از باب مقدمه‏

واجب ، واجب مي‏شود . خود فقها اين سخن را مي‏گويند كه آموختن مسائل ،

واجب مقدمي ولي واجب تهيؤي است ، و به اصطلاح واجب نفسي تهيؤي است ،

يعني آن چيزي كه بر ما واجب است عمل كردن است ، مثلا ما بايد نماز

بخوانيم ، ولي اينكه انسان بخواهد درست نماز بخواند ، بدون اينكه مسائل‏

نماز را بداند امكان ندارد . پس براي اينكه انسان براي خواندن نماز

آماده شود ، يعني بتواند نماز را صحيح بخواند ، واجب است مسائل نماز را

ياد بگيرد . اختصاص به نماز و روزه و اينگونه تكاليف ندارد ، هر

وظيفه‏اي از وظايف اسلامي كه نيازمند به علم باشد ، همان علم برايش واجب‏

مي‏شود به عنوان يك واجب نفسي تهيوي ، يعني واجبي كه ما را آماده‏ مي‏كند براي واجب ديگر ، واجبي كه نوعي واجب مقدمي است . علم اخلاق هم‏

طبعا [ يك واجب نفسي تهيؤي است ] . اسلام از ما يزكيهم مي‏خواهد ، تزكيه‏

نفس مي‏خواهد ، آن هم كه بدون علم ممكن نيست ، پس آموختن مسائل رواني و

اخلاقي ، مقدمه براي اينكه تزكيه نفس حاصل بشود لازم است . همچنين وقتي‏

ما بايد يك سلسله دستورات را از قرآن بياموزيم ، بديهي است آموختن خود

قرآن و تفسير آن واجب است . و دائره علم آنوقت توسعه پيدا مي‏كند كه ما

گذشته از واجبهاي عيني يك سلسله واجبهاي كفائي داريم ، يعني واجبهايي كه‏

بايد بر اساس تقسيم كار صورت بگيرد . نظير اينكه وجود پزشك لازم است ،

پس علم پزشكي واجب كفائي است ، يعني واجب است به طور وجوب كفائي كه‏

در ميان مردم به قدر كفايت پزشك باشد كه بيماران به آنها مراجعه كنند .

پزشك كه بدون علم نمي‏شود ، و يا همين جور از زمين نمي‏رويد ، از آسمان هم‏

كه نمي‏افتد ، همين انسانها بايد پزشك بشوند ، پس بايد علمش را

بياموزند . آنكه اسلام مي‏خواهد اينست كه پزشك لازم است ، ولي بديهي است‏

كه مقدمه‏اش را هم بايد تهيه كرد . اينست كه علم پزشكي واجب كفائي است‏

. حدش چيست ؟ حد معين ندارد ، در هر زماني به هر حدي كه امكان دارد ،

به همان حد واجب است . يك زمان بر مردم واجب بود " قانون " بوعلي‏

را بخوانند ، امروز واجب است كه يك چيز ديگر بخوانند ، چون بهتر از آن‏

آمده .

مثال ديگر " تجارت " است . آيا در نظام اقتصادي اسلام وجود يك عده‏

واسطه كه كالا را از توليد كننده به مصرف كننده برسانند تأييد و تثبيت‏

شده كه عده‏اي شغل آزادي به عنوان واسطه ميان مصرف كننده و توليد كننده داشته باشند ؟ اگر تأييد شده ، علم‏

تجارت هم آموختنش واجب است .

مثال ديگر : قرآن مي‏فرمايد :

« أعدوا لهم ما استطعتم من قوه ومن رباط الخيل ترهبون به عدو الله‏

وعدوكم » . آيا تهيه قوه به اندازه‏اي كه « ترهبون به عدو الله‏

وعدوكم »واجب است يا واجب نيست ؟ بله واجب است . ولي اين كار خود

به خود كه انجام نمي‏شود ، با بيل برداشتن كه قوه به دست نمي‏آيد ، قوه به‏

دست آوردن راه دارد ، راهش هم علم است . در چه حد ؟ همان حدي كه‏

« ترهبون به عدو الله وعدوكم »كه در زمانهاي مختلف ، مختلف مي‏شود .

بنابراين « طلب العلم فريضة علي كل مسلم » تكليفش روشن است : بعضي‏

از علمها واجب عيني است و بر هر فردي واجب است ، و بعضي از علمها

واجب كفائي است به اعتبار اينكه مقدمه يك واجب [ كفائي ] است و

مقدمه واجب ، واجب است . بنابراين ، جاي شك و شبهه در اين جهت نيست‏

چون بعضي‏ها مي‏گويند اين علمي كه واجب است فقط و فقط اختصاص دارد به‏

علوم ديني ، يعني علومي كه موضوع آن علوم ، مسائل ديني است ، يعني‏

آموختن خود دين . نه ، آموختن خود دين يك علم است ، آموختن چيزي كه‏

انسان وظيفه دينيش را [ به وسيله آن ] بخواهد انجام بدهد علم ديگري است‏

. منحصر نيست كه مردم بايد خود دين را بياموزند اما آن چيزهايي را كه‏

اجراي دين موقوف به آنها است ديگر نياموزند . بايد آنها را هم‏ بياموزند . منتها خود دين را كه بايد بياموزند ، قسمتي از آن ، واجب‏

مستقل و عيني [ است مثل معرفة الله ] و قسمت ديگر واجب مقدمي است [

مثل آموختن احكام نماز ] . چه كسي گفته ما دين را بايد بياموزيم ؟ اسلام‏

كه نگفته دين را بياموزيد ، گفته دين را عمل كنيد ، ولي وقتي مي‏خواهيم‏

دين را عمل كنيم بدون آموختنش ممكن نيست . پس بايد دين را بياموزيم تا

به آن عمل كنيم . در آن وظائف ديگري هم كه دين به عهده ما گذاشته است [

مثل تأمين پزشك مورد نياز جامعه اسلامي ] بديهي است كه تا وظائف‏را

نياموزيم نمي‏توانيم عمل كنيم . بايد وظائف را بياموزيم تا بتوانيم عمل‏

كنيم . به هر حال مطلب خيلي واضح و روشن است .

پس ما تا اينجا به دو مسأله اشاره كرديم ، يكي اينكه در تعليم و

تربيت اسلامي ، به مسأله رشد فكري و تعقل اهميت فراوان داده شده ، و

ديگر اينكه به خود تعليم [ نيز اهميت داده شده است ] ، و تعليم هم يك‏

حدود مشخص ندارد كه بگوئيم علم كلام چطور ؟ علم تفسير چطور ؟ علم اخلاق‏

چطور ؟ فيزيك چطور ؟ رياضيات چطور ؟ اسلام نيامده كه علوم را مشخص كند

و بگويد فيزيك بياموزيد يا نياموزيد ، رياضيات بياموزيد يا نياموزيد ،

فلسفه بياموزيد يا نياموزيد . يك چيزهايي گفته كه آنها را بايد انجام‏

داد ، و آنها توقف دارد به آموختن اينها ، پس بايد اينها را آموخت .

 


دسته ها : اخلاقي
X