معرفی وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم سلام یک سری اطلاعات که مضمر ثمر برای تمامی افراد میباشد تقدیم میکنیم.
دسته
دوستان
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 60130
تعداد نوشته ها : 282
تعداد نظرات : 12
 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ
Rss
طراح قالب

غيبگو و پادشاه

مثل معروفي است ( كه البته افسانه است ) مي‏گويند كه يك غيبگو و

رمالي ، علم غيبگويي و رمالي را به بچه‏اش آموخته بود . خودش در دربار

پادشاه حقوق خوبي مي‏گرفت ، اين علم را به بچه‏اش آموخته بود كه بعد از

خودش او اين پست را اداره كند . تا روزي كه او را به پادشاه معرفي كرد

. پادشاه خواست كه او را امتحان كند . تخم مرغي در دستش گرفت و به او

گفت : اگر گفتي كه در دست من چيست ؟ او هر چه حساب كرد نفهميد كه‏

چيست . پادشاه گفت : وسطش زرد است و اطرافش سفيد . يك فكري كرد و

گفت : اين سنگ آسيائي است كه در وسطش هويج ريخته‏اند . پادشاه خيلي‏

بدش آمد و بعد پدرش را آورد و گفت : آخر اين چه علمي است كه به او

آموخته‏اي ؟ ! گفت : علم را من خوب آموختم ولي اين عقل ندارد . آن حرف‏

اول را از روي علمش گفت ولي اين دومي را از روي بي‏عقليش گفت . شعورش‏

نرسيد كه سنگ آسيا در دست انسان جا نمي‏گيرد . اين را عقل آدم بايد حكم‏

بكند .

اين داستان معروف است و من تا به حال از چند نفر شنيده‏ام . مي‏گويند :

يك وقت يك خارجي آمده بود كرج ، با يك دهاتي روبرو شد . اين دهاتي‏

خيلي جوابهاي نغز و پخته‏اي به او مي‏داد . هر سؤالي كه مي‏كرد خيلي عالي‏

جواب مي‏داد . بعد او گفت كه تو اينها را از كجا مي‏داني ؟ گفت : " ما

چون سواد نداريم فكر مي‏كنيم " . اين خيلي حرف پرمعنايي است : آنكه‏

سواد دارد معلوماتش را مي‏گويد ولي من فكر مي‏كنم . و فكر خيلي از سواد

بهتر است . اين مسأله كه بايد در افراد و در جامعه رشد شخصيت فكري و عقلاني پيدا

بشود يعني قوه تجزيه و تحليل در مسائل پيدا بشود ( 1 ) ، يك مطلب اساسي‏

است ، يعني در همين آموزشها و تعليم و تربيتها در مدرسه‏ها وظيفه معلم‏

بالاتر از اينكه به بچه ياد مي‏دهد اينست كه كاري بكند كه قوه تجزيه و

تحليل او قدرت بگيرد ، نه اينكه فقط در مغز وي معلومات بريزد ، كه اگر

معلومات خيلي فشار بياورد ذهن بچه راكد مي‏شود .

در ميان علما ، افرادي كه خيلي استاد ديده‏اند ، من به اينها هيچ اعتقاد

ندارم . به همين دليل اعتقاد ندارم كه خيلي استاد ديده‏اند ، همان كه‏

برايشان باعث افتخار است . مثلا مي‏گويند : " فلان كس سي سال به درس‏

مرحوم نائيني رفته ، يا بيست و پنج سال متوالي درس آقا ضياء را ديده "

. عالمي كه سي سال يا بيست و پنج سال عمر را يكسره درس اين استاد و آن‏

استاد را ديده ، او ديگر مجال فكر كردن براي خودش باقي نگذاشته ، دائما

مي‏گرفته ، تمام نيرويش صرف گرفتن شده ، ديگر چيزي نمانده براي آنكه با

نيروي خودش به مطلبي برسد .

 


دسته ها : اخلاقي
X