معرفی وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم سلام یک سری اطلاعات که مضمر ثمر برای تمامی افراد میباشد تقدیم میکنیم.
دسته
دوستان
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 59980
تعداد نوشته ها : 282
تعداد نظرات : 12
 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ
Rss
طراح قالب

گفتارى از زندگى پر فيض امام مهدى (عج)

قيام جهانى   

 

ظهور و قيام حضرت مهدى صلوات الله عليه يك جريان منطقه‏اى و قومى نيست، بلكه يك مسأله جهانى و همگانى است، النهايه، اين مسأله در جهان تشيع بيشتر شكل گرفته و ارادتمندان آن حضرت پيوسته در انتظار ظهور وى هستند و از وجود مبارك و دعاهاى نافذ و توجهات عاليش در زمان غيبت استفاده‏ها مى‏كنند.

ظهور امام (ع) عبارت و اخراى حكومت عدل الهى در جهان و غلبه و پيروزى كامل حق بر باطل است، ظهور آن حضرت، حل مشكل اساسى جهان و ترسيمى از آينده دين مبين اسلام است، ظهور آن حضرت پياده شدن وعده حكومت توحيد در روى زمين است كه توسط قرآن مجيد و رسول اسلام (ص) وعده داده شده است .

بشر در ادوار تاريخ، بر طبيعت تسلط يافته و آن را در استخدام خود گرفته است و توأم با آن بشر بر بشر نيز تسلط يافته و انسانها را مستضعف كرده و مورد بهره كشى قرار داده است، اكثريت بسيار بزرگ زير سلطه و استعمار اقليت كوچكى قرار گرفته و زير فشار آنان جان مى‏كنند، ولى دورانى خواهد آمد كه بشر بر نفس خود تسلط پيدا كند و آن در زمان حضرت مهدى (ع) خواهد بود، على هذا دوران بشريت را بايد به سه دوران تقسيم كرد: تسلط بشر بر طبيعت، تسلط بشر بر بشر و تسلط بشر بر نفس، كه فعلاً جهان در انتظار دوران سوم است و علائم آن با پيشرفت اسلام و پيشرفت افكار بشرى بتدريج آشكار مى‏شود.

 

1- در قرآن كريم سوره انبياء: آيه 105 مى‏خوانيم:  و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون  از روزى كه بشريت به وجود آمده و از روزى كه قرآن نازل شده: اين آيه پياده نگشته و بصورت وعده بوده است، زيرا پيوسته وارثان و حاكمان زمين بندگان ناصالح خدا و ستمكاران بوده‏اند، انبياء بصورت نورى فقط در گوشه‏هاى زمين درخشيده‏اند، ولى اين آيه با گستردگى بسيار بزرگ مى‏گويد:

ما ابتدا در تورات و بعد از آن در زبور وعده كردايم كه روزى خواهد آمد و در آن صاحبان زمين بندگان صالح خداوند خواهند بود، حكومت در دست آنها خواهد بود و ناصالحان چنان در اقليت خواهند بود كه بحساب نيايند.

امين الاسلام طبرسى در تفسير مجمع البيان فرموده: امام باقر (ع) مى‏فرمايد: آنها اصحاب مهدى (عج) هستند در آخر الزمان، دليل اين سخن همان است كه خاص و عام از رسول خدا نقل كرده‏اند كه فرمود:  لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتى يبعث رجلا صالحا من اهل بيتى يملاء الارض قسطاً وعدلاً كما مُلئت جورا و ظلماً 1

ابوبكر احمد بن حسين بيهقى در كتاب  البعث و النشور  روايات زيادى در اين زمينه نقل كرده است، نگارنده گويد: آيه شريفه كاملاً در خور دقت است و از يك حكومت گسترده اسلامى و جهانى خبر مى‏دهد كه جز در زمان حضرت مهدى صلوات الله عليه قابل پياده شدن نيست، روايت متواتر كه گذشت در واقع بيان و تفسير آيه شريفه است .

 

2-  هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و كفى بالله شهيدا  اين آيه سه بار در قرآن مجيد آمده است يكى در سوره فتح: آيه 28 بصورت فوق، ديگرى در سوره توبه: آيه 33 كه ذيل آن  ولو كره المشركون  است، سوم در سوره صف: آيه 9 كه ذيل آن  ولو كره الكافرون  مى‏باشد.

آيات شريفه از غلبه و پيروزى اسلام بر همه اديان خبر مى‏دهند، اين آيات هنوز پياده نشده و بصورت وعده هستند كه در آينده حتماً پياده خواهند شد،  ان الله لا يخلف الميعاد  امين الاسلام طبرسى رحمة الله در سوره توبه در تفسير آيه فرمود:

 و قال ابو جعفر (ع) إنّ ذلك يكون عند ظهور المهدى من آل محمد (ص) فلا يبقى احد الا اقر بمحمد (ص)  .

بعد اضافه فرمود: كه اين قول سُدَىّ است و كَلْبى گفته: هيچ دينى نمى‏ماند جز اين كه اسلام بر آن غالب مى‏شود، و اين خواهد شد و اين وعده هنوز عملى نشده است، قيامت نخواهد آمد تا اين وعده عملى شود، صحابى كبير مقدادبن اسود كندى گويد:

 سمعت رسول الله (ص) يقول: لا يبقى على ظهر الارض بيت مدر ولا وبر الا ادخله‏الله كلمة الاسلام، اما بعزّ عزيز او بذل ذليل اما يعزهم فيجعلهم الله من اهله فيعزوا به و اما يذلهم فيدينون له .

مرحوم طبرسى در ذيل آيه فتح نيز به اين مطلب اشاره كرده و در ذيل آيه صف از اميرالمؤمنين صلوات الله عليه نقل مى‏كند كه فرمود:  .. فو الذى نفسى بيده حتى لاتبقى قرية الا و ينادى فيها بشهادة ان لا اله الا الله بكرة و عشياً .

بنابراين، ظهور مهدى موعود غلبه حق بر باطل در كل جهان است، هر قوم راجع به آينده جهان نظرى دارند، آينده جهان در نظر اسلام، فرج عمومى و تشكيل حكومت واحد جهانى اسلام است. چنان كه روايات فريقين نيز در اين باره گذشت.

آنان كه آن حضرت را ديده‏اند

 

ناگفته نماند: عده زيادى از بزرگان حضرت امام زمان (ع) را در مدت پنج سال كه در حال حيات پدر بزرگوارش بود و نيز در مدت 69 سال دوران غيبت صغرى ديده‏اند، لذا مى‏بينيم كه نويسندگان حالات و تاريخ آن حضرت هر يك فصلى تحت عنوان  فصل فيمن راه عليه السلام  منتعقد كرده‏اند.

مانند ثقة الاسلام كلينى متوفاى 328 يا 329 هجرى كه در كافى: ج 1، ص 329 فرموده:  باب فى تسمية من راه عليه السلام  و نيز مرحوم صدوق متوفاى 381 كه در كمال الدين، ج 2، ص 433، باب 44 را به اين مطلب اختصاص داده و نام آنرا  باب ذكر من شاهد القائم (ع) و راه و كلمه  گذاشته و در آن بيست و شش مورد را نقل كرده است .

 

و نيز مرحوم شيخ مفيد متوفاى 413 هجرى كه در ارشاد: ص 329 فرموده:  باب من رأى الامام الثانى عشر (ع)  و آنگاه رواياتى نقل كرده است و نيز مرحوم شيخ الطائفه متوفاى 460 هجرى كه در كتاب غيبت: ص 152 فرموده:  اخبار بعض من رأى صاحب الزمان (ع)...  و ديگران از بزرگان علماء.

همچينن عده زيادى در دوران غيبت كبرى به خدمت آن حضرت رسيده و او را شناخته‏اند و نيز عده‏اى بعداً دانسته‏اند كه او مهدى غايب (ع) بوده است؛ در اين زمينه مطالب زيادتر از آن است كه در اين كتاب نقل شود، مرحوم محدث نورى صاحب مستدرك در اين رابطه كتابى نوشته بنام  جنة الماوى‏ فى ذكر من فاز بلقاء الحجة (ع) او معجزته فى الغيبة الكبرى  و در آن 59 حكايت نقل كرده از كسانى كه در زمكان غيبت كبرى به ملاقات امام زمان صلوات الله عليه رسيده‏اند، اين كتاب در ج 53 بحار الانوار طبع جديد بعنوان تتمه نقل شده است .

ناگفته نماند: در اين حكايات آمده كه عده‏اى از ملاقات كنندگان،آن حضرت را ديده و شناخته‏اند مانند مرحوم بحرالعلوم و ديگران، حال آن كه در توقيع على بن محمد سمرى آمده كه امام صلوات الله عليه به وى نوشتند:

 الافمن ادعى المشاهدة قبل خروج السفيانى والصيحة فهو كذاب مفتر  مرحوم نورى در خاتمه جنّة الماوى از اين مطلب بشش وجه جواب داده، از جمله كلام علامه مجلسى را نقل كرده كه در بحار: ج 52 ص 151 بعد از نقل توقيع مبارك، فرموده: شايداين سخن مربوط به كسى است كه ادعاى مشاهده كند و بگويد: من نايب آن حضرت هستم در رساندن پيامهاى وى به شيعه مانند نواب اربعه، تا منافى رواياتى نباشد كه گذشت و خواهد آمد. نگارنده گويد: احتمال آن مرحوم نزديك به يقين است .

بهر حال نگارنده چند حكايت از آنچه مرحوم كلينى، مفيد، صدوق، شيخ طوسى، مجلسى، نورى و امثال آنها رحمهم الله نقل كرده‏اند در اين جا مى‏آورد، منظور از ذكر اين حكايات آن است كه: بدانيم غيبت آن حضرت يك امر ساده و عادى است و او بصورت غايب و ناشناس در ميان ماست و ميان ما و خداى ما، واسطه فيض مى‏باشد، صلوات الله عليه و على آبائه الطاهرين. 


X